خرید بک لینک

شعر فقط در دو حالت وجود دارد : در حالتِ ساخته شدن در مغزی که آنرا زیرو رو میکند و شکل میدهد . و در حالتی که به صدای بلند خوانده میشود . - پل والری

بسیاری از شعرامو با صدای خودم خواندم . تنها صداست که میماند.
در این کانال تلگرام صدا هست :

https://t.me/amirghazipoor

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 14:32

سکونِ شب سکونِ آب ناخنِ کیست که میریزد #امیر_قاضی_پور بله! اکهارت عزیز سکون سخن میگوید بیشتر به سکون، سکوت و مراقبه و فضای خالی نیاز داریم

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 14:32

برخی شعرامو مثلِ شعرِ همین پُست از شعرهای دیگرم بیشتر دوست دارم

یک لحظه دست بردم به خشک کردنِ درختان
به آفتاب که چشمانش را در میآورد

سایهام رفته بود
گریخته از شکنجه
یک روزِ ممتد در باران
به بخارها به ماهیها
به درشت کردنِ پیشانی

ما به ماشینها هیچ احتیاجی نداریم
- - -
امیر قاضی پور

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 14:32

چه کسی چه کسی را برپا میکند؟زن یا مرد؟فیلم جدید No Hard Feelings ، میتونست جمله گرترود استاین را تصویر کنه : " مردان نمیتوانند بشمارند، آنها نمیدانند دو و دو میشه چهار اگر زنها به آنها نگویند " . اما فیلم بیشتر تبدیل به یک زنگ تفریح برای دلربایی و جاذبه جنیفر لارنس شده . فیلمی که از همان اول معلومه چه اتفاقی میافته . تو فیلمها و عالم واقع، اگر مردانِ میانسال دنبالِ دخترانِ تینایجر بیفتند ، همیشه بدرستی اعتراض میشه . اما اگر جنیفر لارنس سی و چند ساله مامور شود پسرِ تینایجری که نصف سن او را دارد ، آگاه به مسائلِ بزرگسالان بکند البته هیچ اشکالی ندارد . چه کسی چه کسی را برپا میکند!

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 12:28

صبحهایِ شبانهروزمن از وقتی كه مهمان دعوت كردمروح به پهنایِ اندامش / و گوشِ خيلی خطرناكی روبرویِ آينهنوزادگانِ نو برایِ ديدنمحوری با ردا / رقاصكی كه فكر میكند خشكیِ بدن از سينه استآويزههایِ گيلاس، روح را تك و تنها نمیگذاردصنعتگران روحشان را طبل آسا از كيفيتِ گوششان بهتر میسازندغلتيدن جز خيزشِ اقتدارشكشتی شكستگانو نيرنگها پايانِ پاهامانغَرقه در گوش است وقتی گوش اشتباه میكندخلوت در نگاهِ دنيا / هيبتِ برونعصرِ خلوت در زغالِ انقلابتو چه گونه میتوانستی ببينی چه لَزِج و چه قدر خوشمزه لميده است در نگاهِ پيله"تجلیِ قدرت"اربابانِ نامی به نامِ " حسِ تهی "من از وقتی كه جلسه گذاشتم اشباع شدممن از وقتی كه جلسه نمیگذارم خالی نمیشوم این جمله نگاتیو یا negative است- - -امیر قاضی پور

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 12:28

" تس" یعنی نامِ معصومیت
قائم رویِ فرش
تمامِ خوبیها با یک نردبانِ ساده
تو را نوشتن رویِ شعر
مثلِ نوشتنِ شعر
معصومیت و تباهی
مثلِ " تس" در فیلمِ پولانسکی
اذانهایِ نا به هنگامِ یک زن
مثلِ نوشتنِ یک شعر
- - -
امیر قاضی پور

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 12:28

تو دنیایی که همه در حالِ اطلاعات دادن هستند، کارگردانی هست که در فیلمش Showing Up دنبالِ اطلاعات دادن نیست . و این فوقالعادست.

بازیهایی که دوست دارم:
بازیِ میشل ویلیامز در Showing Up .

انتهایِ فیلم ، قدم زدن آنتونیونیوارِ دو زن در فیلمِ نمایش ( Showing Up) امیدبخشه

شاعرِ سکوت
لقبِ خوبیه برای کلی رایکارد
کارگردان فیلم Showing Up
از طرفِ نهال قربانی

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 12:42

فریدون رهنما یک تیکه عسل بود . او هیچ وقت گناه نکردفریدون رهنما به روایت بهرام اردبیلیرهنما هم رئیس من بود، هم پدر من بود، هم همه چیز من بود. او آدم محشری بود.روح بزرگی داشت.میتوان درباره یِ او بگویم که او هیچ وقت در زندگیاش گناهی نکرده بود. یک تیکه بود.یک تیکه عسل بود...او زیاد هم توی ایران نبود. خودش که اوایل به فرانسه رفته بود به عشق سینما رفته بود، بعد شروع کرد به شعر نوشتن، که فقط مداد و کاغذ نیاز دارد.کم کم والری و الوار را ترجمه کرد...او بی گناه بود...بی گناه نه، آره او هیچ وقت گناه نکرد. توی فرانسه با بزرگان آن کشور آشنا میشود و به سینماتک فرانسه راه مییابد.در برگشتن به ایران، تنها جایی هم که میتوانست کار کند - و همه میرفتند آن جا تا کار کنند- اداره یِ تلویزیون بود.او رئیس قسمت پژوهش تلویزیون بود و ما پژوهشگران جوانی بودیم که برای او پروژه میساختیم و حقوق میگرفتیم.به نقل از : " کتاب بهرام اردبیلی"گفت و جوی داریوش کیارسنشر رشدیه، ۱۳۹۵

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 12:42

هفده مرداد( ۱۳۵۴)سالگرد درگذشت فریدون رهنمافریدون رهنما و نژادِ'>نژادِ رنسانس ، نژاد انسان چند ساحتیپریسا پارسی در ۲۰ مرداد ۱۳۵۴ در ستایش فریدون رهنما ( شاعر فیلم ساز و نظریه پرداز ) در روزنامه کیهان نوشت :در جهان امروز یکی کارگر است ، یکی کارمند ، یکی مدیر و دیگری شاعر - یکی بازرگان و دیگری سیاستمدار . هر کس در رده یی جا میگیرد اما فریدون رهنما متعلق به نژادی بود که به سرعت و در جهان تخصصها و تحمیل مسئولیتها از میان می رود -نژاد رنسانس ، نژاد انسان چند ساحتی ، انسانی که در آن واحد هم شاعر است و هم سرباز، هم کارگر است و هم هنرمند .این نوشته " پریسا پارسی " آنقدر درست و زیباست که چندبار طی سالها به اشتراک گذاشتمش . بقول شعرم : آن که کس را به کس / به تجلیل وا میدارد

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 12:42

غنا به عنوان بیست و نهمین کشور آفریقایی به لغو مجازات اعدام رای دادپارلمان غنا با رای به لغو مجازات اعدام، به فهرست بلند کشورهای آفریقایی از جمله بنین، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، گینه استوایی، سیرالئون و زامبیا پیوست که از سالها قبل به چنین قانونی رای داده بودند.فرانسیس خاویر سوسو، نماینده پارلمان این کشور میگوید: «لغو مجازات اعدام نشان داد که ما به عنوان یک جامعه مصمم هستیم تا غیرانسانی، نا متمدن، بسته، واپسگرا و تاریک نباشیم.»

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 11:47

ترس یعنی شعر نیروهای دینیِ طبیعت. آنتونن آرتو قطعات بعید

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 11:47

وقتی با یکی دونفر مدام معاشرت میکنی و از شعر و فیلم جلسه میزاری و رو در رو همو میبینید ، خوشاینده . در یک جاهایی رشته گسسته میشه . اونم زیباست .کدام بازخورد؟فایلهای صوتی جلسه سینماشعر در کانال تلگرام "شعرِ بی پایان " موجوده . تبادل و Share و Share کردنبله! تنها صداست که میمانَدمن از وقتی كه جلسه گذاشتم اشباع شدممن از وقتی كه جلسه نمیگذارم خالی نمیشوم این جمله نگاتیو یا negative است#امیر_قاضی_پور

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 11:47

همین یک نکته!مذهبیها باید بیاموزند که در چارچوب "ملت-دولت" به اندازۀ سرسوزنی حق و حقوق بیشتری نسبت به غیرمذهبیها ندارند. اگر همین یک نکته را بیاموزند، تبعیض اعتقادی رنگ میبازد و همزیستی و همبستگی اجتماعی تضمین میشود.- احمد زیدآبادی . روزنامهنگارپیوست: ایران ملک مشاع است . متعلق به یک گروه و جریان نیست . باید نگاه احمد زیدآبادی را تبلیغ کرد . مثلِ نگاهِ حقوق بشری که مولوی عبدالحمید در زاهدان داشت و دارد . فراتر از عقاید و مذاهب و باورها . باید با کسانی که برای زنان و دختران با پوشش اختیاری ، به نام مذهب و قوانینِ زورگویانه ، مزاحمت ایجاد میکنند ، با این نگاه گفتکو کرد . کار شاید سختی باشد . اما همزیستی در صفحاتِ اغلب خصوصی در اینستاگرام جواب نمیدهد . باید گفتگو کرد . هم با حکومت و هم طرفداران حکومت . هیچ کس در ایران حق ویژه ندارد

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 0:44

پدرام محمدزاده به این شعرم لقب Orange Love داده استاین شعر : آهنها / و چشمانِ اسب هااطاقها و تنها پلک زدنهمه چیز در فضایِ اسمها و اطاقها نیستدر این میان بُشکهای که در نزاع رویِ بدن نمیافتدضمایر ، همیشه در گلبرگها هستنتا از خود بیرون بیاییم .در دیگران بیایمدر لثههای آدمها؛ ماهیها / ماهیها لثههای آدمادامه دادن در حالتِ ساکنبرپا، برجا- - -امیر قاضی پورhttps://t.me/ghazipooramir/106?single

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 0:44

گرمایش زمین
پخت و پز کردن
و خطرات سیلهای ویرانگر

همه ما میتونیم برای روزها و هفتههایی مثلِ خامگیاهخوارها، از پخت و پز خودداری کنیم و از میوهها و خوراکیهای طبیعی و زنده استفاده کنیم . مرتبط با گرمای هوا هم هست

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 20:44

یادوارهای از سیام تیر ۱۳۳۱رگبار بیامان ...به روایتِ : فریدون مشیریهرگز سپیدهدم را ،این گونه سرخِ سرخ ندیدمرگبار بیامان قساوت راهرگزاین سان درازنا نشنیدمموج عظیم مردم ،جوشان و دادخواهفریاد میکشیدند:" از جان خود گذشتیمبا خون خود نوشتیمیا مرگ یا مصدق "□پژواک این خروشتا اوج آسمان خدا پر کشیده بودو آیا ! به جای پاسخرگبار بیامان قساوتبانگ گلولههای منظمهمرنگ خون ، رهاآوار مغزهای پریشانبر سنگفرشها□رگبار بیامانِ قساوت، تمام روزپیوند لحظهها را ،از هم گسسته بودموج عظیم مردمبا غرّشِ : مصدق پیروز استمصدق پیروز استکوبان ، چون منجنیقیدیوار پایداری دشمن رادرهم شکسته بود□پیروزی بزرگ به دست آمدآن رهبر ، آن پدرآن روز، اولین سخنش این بود :- " ای همرهان ، مراپایین پای این شهدا ، خاک میکنید "□اما بزرگ ارتشداران فرماندهدر روز واقعهاین واپسین وصیت او رااز بیم آن که شورش و غوغا شود پدیددر منتهای سنگدلی، مصلحت ندیدناچاربا پیکر تنیدهی زندان کشیدهاشتندیس افتخارهمراه آرمان بزرگش :ایران سربلند ، ایران استواردر روستای دوریدر خاک آرمید.بسیار سالها که گذر کردفرماندهانِ مغرور ،اینکدر خاک خفتهاندآن گونه بینشان توانی گفتهرگز نبودهاند و کلامی نگفتهاند.□اما هنوزهمواره و همیشههر تیرماه ، همهمهای از صدای تیر،- رگبار بیامان قساوت -در گوش جانِ مردمِ آگاهبیدار می شود .تا جاودانحماسهی آن روزِ باشکوهپیروزی ارادۀ مردمدر نسلِ ، بعدِ نسلدر برگ برگ تاریخروشن،چو آفتاب ،پدیدار میشود!

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 20:44

یک شعر + دو نظر و نگاه ✔️با چَشمِ دشواریکه وسطِ زمین و هوا هستبا پاککنِ خیلی سفتصندلی سومی زیادی بود در تمامِ شب خالیتمامِ شب ، مبلها فرو رفتهاندو احوالِ کریستال را میپرسندماشینِ تحریرفنجانِ کثیففرزانه مرادی با چِشمهای ضعیف /odeso7لکه کوچکِ گردگیریهر دوازده دسته عینِ همدیگر است- - -امیر قاضی پوردو نگاه و نظر بر شعر بالا✅ نگاه پدرام محمدزاده :دوازده سطردوازده مردخشندوازده کادردوازده کادردوازده جهشدوازده مرد خشنمرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشن مرد خشنچطور این همه رو با یه لحن در کنار هم پهن کردی ؟ این برای من سوال عجبییهشعری برای خود✅ نگاه آزاده فراهانی : تصویرِ استعاریِ قسمتِ اول شعر واقعن خوب بود. مخصوصن " تمام شب مبلها فرو رفتهاند و احوالِ کریستالها را میپرسند ". خوب تونسته به اون فضایِ مهمانی با حضورِ حاضرین غایب هویت بدی .

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 20:44

صفحه بندی